محمد يار بن عرب قطغان
125
مسخر البلاد ( تاريخ شيبانيان ) ( فارسى )
در اين دنيا اوقات به سر برد ، عاقبت نقد حيات به قابض ارواح سپرد . و اين واقعهء هايله در روز جمعه هشتم ذى قعدهء سنهء ست و اربعين و تسعمائة در شهر بخارا روى نمود . و ايام خلافتش در ماوراء النهر به طريق استقلال شش سال بود . چون خامهء مشكين عمامه بر سبيل اجمال شمهاى از حال خاقان ستودهخصال در سلك تحرير كشيد ، به موجب التزامى كه در اين تصنيف « 1 » كرده شد ، عنان بيان به صوب تفصيل كليات حالات معطوف گردانيد . و إنّه منه « 2 » الأعانة و التوفيق ، إنّه هو القادر [ على ما ] يشاء بالتحقيق . ذكر سلاطين اولاد شيبانى خان و خالى گذاشتن ماوراء النهر در آن زمان از روى غلبه و قهر « 3 » چون عبيد الله خان و محمد تيمور خان و جانى بيگ ( 74 الف ) سلطان و ساير سلاطين شيبانى خان بنابر مقتضاى زمان و حوادث دوران ، ولايت ماوراء النهر را گذاشته به جانب تركستان شتافتند . و در آن ولايت مدت هشت ماه بوده ، فى الجمله يراق و اسباب به هم رسانيده ، داعيهء تسخير ماوراء النهر در خاطر خويش انداختند . و بر اين عزم جزم نمودند و به اتفاق جانى بيگ سلطان و ساير قرابتان ابواب انعام و احسان بر روى سرداران الوس اوزبك گشودند و با هزار و هشتصد كس كه اكثر ايشان را تير و كمان نبود و اگر هم بود پر ريختهاى چند مىنمود ، از طرف چول به راه يتى قدوق در اوايل ماه صفر سنهء ثمان عشر و تسعمائة علم نهضت به صوب بخارا انداختند و منقلاى جنود ايشان بر جناح استعجال طى مسافت نموده ، به ناگاه نواحى آن بلده را تاختند . چون اين خبر به سمع بابر ميرزا رسيد ، با لشكر بىكران و سپاه فراوان از سمرقند بيرون آمده ، متوجه دفع مخالفان گشت . و نخست جمعى از دلاوران سپاه نصرتنشان را به تاشكند به مدد قاسم كوه بر روان ساخت و خود با چهلهزار پياده و سوار به جانب بخارا شتافت . و هرچند محمد مزيد ترخان و جمعى از اهل رأى و تدبير عرض كردند كه اينچنين به سرعت و استعجال بر سر دشمن رفتن مناسب نيست و طريق حزم ، مقتضى آن است كه در
--> ( 1 ) . س : تضيف ( 2 ) . ت : من . ( 3 ) . ت : عنوان ناخوانا است .